72
A
کپی شد

الهام عظیمی

الهام عظیمی

الهام عظیمی متولد 1370 در تهران بوده و مقاطع کارشناسی (دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا) و کارشناسی ارشد (دانشگاه الزهرا) خود را در رشتۀ نقاشی به پایان رسانده است. عظیمی در بیش از 12 نمایشگاه گروهی در نگارخانه‌های مختلف تهران و 2 نمایشگاه انفرادی در نگارخانۀ مژده و 1 نمایشگاه انفرادی در سام سنتر با همکاری نگارخانۀ مژده، شرکت نموده است. آثار او در امتداد پژوهش‌های دانشگاهی‌اش در بابِ فرم درخت در آثار کلیمت (کارشناسی) و روند چهره‌نگاری در هنر معاصر ایران (کارشناسی ارشد) ترتیب یافته‌اند. بدین معنا که هر نمایشگاهِ عظیمی، پیش طرحی دانشگاهی داشته و سپس به نمایش درآمده است. از این منظر هر نمایشگاه برای او یک پروژۀ نوشتاری و تصویری هم‌زمان است. او در نگاه به طبیعت، به چیستیِ تغییر و تداوم در ذات طبیعت پرداخته و بنیادهای فرهنگ را بر اساس ترکیب رنگ‌ها بر صحنۀ طبیعت به نمایش درآورده است: یعنی عنصری فرهنگی شده، رنگ تولیدی را با حجم و کلاژ برای بازنمایی طبیعت به کار می‌گیرد. گفتنی است، طبیعت در آثار الهام عظیمی، بر اساس این اندیشه سامان یافته که انسان برای اندیشه‌ورزی و تعمق بایستی به طبیعت بازگشته و از عارض‌های فرهنگی شده بتواند دمی بیاساید و نه تنها به خودِ طبیعت بیندیشد بلکه در طبیعت اندیشه‌های خود را رها تعمیق بخشد. در مجموعۀ پرتره‌ها، هنرمند به سوی هویت آدمی و شناخت آن پیش رفته و تبدیلات و تغییرات ظاهریِ چهره در پرتره‌ها را با زندگی و زیستِ انسان معاصر که چند پاره است در قیاس قرار داده و به تفکر در باب هر دو پرداخته است. برای او انسان در تعینات متکثرش نمود یافته و چهره به جزء ظاهر، معنایی اخلاقی دارد: معنایی که در آن هر دیگری همچون قسمتی از یک چهل تکه بوده و هر یک از این تکه‌هایند که موجب برساختن زیست در جهان امروزین و معاصر هستند. به جز آنچه گفته شد، الهام عظیمی در رَه‌یافت به ساحتِ معنایی چهل تکه‌ها و بازتعریف طبیعت، از رسانه‌های مختلف و تکنیک‌های متنوعی بهره برده است که هر یک در امتداد نگاه و بینشِ او، بیننده را به ساحت معنایی مورد نظر هنرمند نزدیک کرده و این ساحت‌های معنایی است که ساختار بینا-ذهنی بیننده و هنرمند را می‌سازد. این ساختار یعنی همان حضور و بروز دیگری و بٌعد اخلاقی‌ای که عظیمی چه در اندیشه نسبت به طبیعت و چه در اندیشه نسبت به آدمی مد نظر داشته و به نقش درآورده است.