نمایشگاه آثار عظیم مرکباتچی
ساعت فاجعه: 4 – 89 ثانیه
گشایش: 30 مرداد 1405، ساعت 16 الی 20
نمایشگاه تا 20 شهریورماه ادامه دارد.
ساعات بازدید: 16:00 الی 20:00
گالری شنبهها تعطیل است.
این نمایشگاه همزمان به صورت حضوری و آنلاین برگزار میشود.
ساعت فاجعه: 4 – 89 ثانیه
ساعت فاجعه، عنوان خود را از ساعت جهانی «آخرالزمان» وام گرفته است. ساعت آخرالزمان (Doomsday Clock) یک نماد استعاری است که در سال 1947 توسط گروهی از دانشمندان (Bulletin of the Atomic Scientists) که در اولین پروژه ساخت بمب اتمی حضور داشتند، معرفی شد. این ساعت در واقع نماد بحرانهای جهانی مانند جنگهای هستهای، تغییرات اقلیمی و فناوریهای مخربی است که میتواند منجر به نابودی بشر شود. مفهوم زمان در این ساعت به مثابۀ تهدیدی نزدیک قلمداد میشود، عقربهها به صورت نمادین تغییر میکنند و هر بار که خطرات جدیتری انسانها را تهدید میکند، عقربهها به نیمهشب که نقطۀ نمادین پایان است، نزدیکتر میشوند.
عظیم مرکباتچی با هدف انتقال این هشدار به تمام انسانهای جهان این مجموعه را خلق کرده است. فرایند شکلگیری این مجموعه ماهیتی میانرشتهای دارد؛ ایده در مسیر عبور از متن، حجم و نقاشی، انسجام مفهومی خود را حفظ میکند و در عین حال، امکان بازخوانی آن را در هر رسانه فراهم میآورد. مرکباتچی در این مجموعه با خلق عناصری کلیدی و کاملاً نمادین در مدیومهای مختلف، مخاطبین را به چالشی میانذهنی میکشد. ناقوس بهعنوان نشانهای تاریخی از اعلام لحظات سرنوشتساز، در مرکز ترکیببندی اثر در نقش نماد بزرگ صوتی به تصویر کشیده شده است. انسانها،حیوانات و درخت گردویی خشکیده، مجموعهای از نشانهها را شکل میدهند که به وضعیت مشترک و شکنندهی تمامی اشکال حیات اشاره دارند. فضای اثر، بیزمان و بیمکان است، عنصری که بر کلافگی و سردرگمی انسان معاصر صحه میگذارد.
«۸۹ ثانیهی آخر» در سالی که خلق شد به سرمنزل مقصود نرسید؛ با آغاز جنگ و عدم نمایش اثر، خود نیز به تقدیری دچار شد که مفهومش را پیشتر بازنمایی میکرد. یک سال بعد، با تغییر وضعیت ساعت آخرالزمان و رسیدن آن از ۸۹ به ۸۵ ثانیه، «منفی چهار » به این مجموعه افزوده شد. این اثر، صرفاً اثری جدید در کنار آثار پیشین نیست؛ بلکه مکانیسم تغییر را وارد ساختار مجموعه میکند.
در «۸۹ ثانیهی آخر»، زمان موضوع اثر است؛ در «منفی چهار » به سازوکار تولید و حیات اثر تبدیل میشود. «منفی چهار» نه تصویری از «۸۵ ثانیه»، بلکه ثبت فاصلۀ میان دو وضعیت زمانی است، فاصلهای که با هر تغییر کوتاهتر میشود و ضرورت بازاندیشی را پیش میکشد. از این منظر، «منفی چهار » اثرِ گذر زمان است، نه تصویر یک زمان مشخص. ردّی از تغییری واقعی در جهان بیرونی که مجموعه را وادار میکند نسبت خود را با وضعیت اکنون بازتعریف کند. اگر «89 ثانیهی آخر» را دربارۀ زمان بدانیم، «منفی چهار» توسط زمان ایجاد شده است.
در این نقطه، «ساعت فاجعه» دیگر صرفاً یک نماد یا مرجع تصویری نیست، بلکه به یک مکانیسم زمانی بدل میشود که مستقیماً وضعیت اثر را تعیین میکند. این مجموعه مخاطب را با تصویری ثابت از آینده مواجه نمیکند، بلکه او را در برابر زمان واقعی جهان قرار میدهد؛ زمانی که پیوسته تغییر میکند و هر تغییر، وضعیت پیشین را از نو تعریف میکند و جهان بیرونی، بدون دخالت مستقیم در فرایند خلق، ضرورت شکلگیری تغییر را ایجاد میکند. از اینرو، پویایی نه در حرکت فیزیکی اثر، بلکه در وضعیت هستیشناختی آن و در فرایند شکلگیری و استمرار اثر رخ میدهد. اثر دیگر شیئی ثابت و نهایی نیست، بلکه ساختاری باز است که در معرض زمان قرار دارد و امکان تغییر، گسترش، بازتفسیر و تولید دوباره را در خود حمل میکند. «ساعت فاجعه» فرایندی است که هنوز پایان نیافته است و در آن، زمان، جهان و اثر هنری بهصورتی موازی در حال تغییرند. اکنون، چهار ثانیهی دیگر از دست رفته است: ۸۵ ثانیه بیشتر به آغاز فاجعه نمانده است.
سعادت افزود